كارگردان
نمايش «خواب بيوقت حوريه» اجراي اين اثر را اداي ديني به زناني دانست كه
در جريان جنگ شجاعتهاي بسياري از خود نشان دادند، اما هرگز هيچ مدال
شجاعتي به آنان اهدا نشد.
به گزارش خبرنگار تئاتر
خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، عباس غفاري كه شامگاه چهارشنبه 30
بهمنماه در نشست پرسش و پاسخ نمايش خود در كارگاه نمايش مجموعه تئاترشهر
سخن ميگفت با تسليتگويي به خاطر درگذشت مهري مهرنيا، نقش زنان را در جنگ
بسيار موثر دانست و گفت: زنها بيش از مردها از جنگ ضربه ديدند، زنها
بودند كه مقاومت كردند گرچه هيچ مدالي به هيچ زني داده نشد، اما قهرمانان
جنگ زناني بودند كه هرگز اسمي از آنان برده نشد.
او ادامه داد: ما در پرداخت
آثار هنريمان كمتر به شهامتهاي زنان توجه كردهايم، بنابراين اين نمايش
را انتخاب كردم كه همه قهرمانان آن زن هستند و هيچ مردي در آن وجود ندارد.
او درباره انتخاب اين متن كه
جزء آثار قديميتر محمد چرمشير است توضيح داد: سال 73 طرحي داشتم كه محمد
چرمشير لطف كرد و براساس آن اين نمايش را نوشت. ما در جشنوارهي دفاع
مقدس همان سال اين متن را اجرا كرديم كه به اتفاق نمايش «گفتوگوي بيوقت
ستاره با مادرش در هنگام مردن» كه آن متن هم به محمد چرمشير تعلق داشت.
مشتركا جايزهي بهترين متن را گرفتند، اما هر دو نمايش به خاطر ضدجنگبودن
توقيف شدند و اجازه اجرا نيافتند.
غفاري ادامه داد: در يكي دوسال
گذشته طرحها و متنهاي بسياري از محمد چرمشير براي اجرا ارايه كردم كه
هيچيك پذيرفته نشد تا اينكه اين متن را پيشنهاد كردم كه پذيرفتند و تنها
به سبب اصرار حسين پارسايي و محمد حيدري بود كه اين نمايش امروز به صحنه
رفته است.
اين كارگردان تئاتر دربارهي
سنخيت اين نمايش با زندگي امروز هم تصريح كرد: اطرافمان پر از جنگ است و
پر از مردم بيگناهي كه ناخواسته موشكباران ميشوند، بنابراين انتخاب اين
متن خارج از نگاه سياسي به خاطر يادآوري فاجعهي جنگ است، چراكه گاهي خوب
است كه اين فجايع را به ياد آوريم و اين تلخيها را فراموش نكنيم.
غفاري تأكيد كرد: رويكرد ما در
اين نمايش به جنگ كاملا انساني و اخلاقي است و جنبه سياسي ندارد و تصور
ميكنم تماشاگر امروز ما به خوبي با اين مسايل آشناست.
او در ادامه در پاسخ به پرسشي
مبني بر چرايي شسته شدن لباس سربازان در اين نمايش اين موضوع را نشانگر
اضافهشدن كشتههاي جنگ دانست و گفت: شايد كاراكتر نمايش نميداند چه
ميكند، او مثل مردهشور مدام اين لباسها را ميشورد.
غفاري درباره جنبه ناتورئاليستي
اين نمايش هم توضيح داد: دو كاراكتر شمسي و سرهنگ به شدت از مرگ ميترسند
و به خاطر فرار از فكر مرگ مدام درحال خوردن يا كاركردن هستند. زيرا تصور
ميكنند اين كارها به زندهبودنشان كمك ميكند، اما حوريه هنوز به اين
ترس نرسيده است.
او درباره شخصيتپردازي اين
كاراكترها هم متذكر شد: اين آدمها خيلي عميق نيستند و فلسفهشان در حد
خودشان است. ما ميخواستيم روند طبيعي نمايش طي شود تا واكنش طبيعي
تماشاگران را دربر داشته باشد.
به گزارش ايسنا، رويا ميرعلمي
بازيگر نقش «سرهنگ» دربارهي اغراق در بازي خود توضيح داد: اسم اين نوع
بازيكردن را اغراقكردن نميگذارم، هر كاراكتري ويژگيهايي را با خود به
همراه دارد كه به بازيگر در ايفاي نقش كمك ميكند.
سرهنگ جز اين نميتوانست باشد،
براساس متن و كليدهايي كه داده به اين نوع بازي رسيدم كه اين كاراكتر
نميتواند خيلي عادي باشد. البته هر بازيگري براساس افكار و عقايد خود
ميتواند شيوه بازي خاص خود را داشته باشد.
گفتني است اين جلسه به همت انجمن منتقدان و نويسندگان خانه تئاتر و با حضور فروغ سجادي برگزار شد.